چطور کار می‌کنم

از پیامِ اول تا رسید.

راه‌اندازی ده دقیقه طول می‌کشه. بعدش هر پیامی که میاد از یه مسیرِ مشخص رد می‌شه. اینجا دقیقاً می‌گم توی اون مسیر چه اتفاقی می‌افته — و کجاش دستِ توئه.

قدمِ صفر

ده دقیقه، بدونِ یک خط کد.

نه فلوچارت می‌کشی، نه درختِ تصمیم، نه جلسهٔ راه‌اندازی.

پیجت رو وصل کن

از API رسمیِ اینستاگرام — خودت توی صفحهٔ خودِ اینستاگرام اجازه می‌دی. رمزت رو نمی‌بینم. تلگرام هم همین‌طور.

محصولات رو بده

  • دستی توی پنل
  • فایلِ اکسل — خروجیِ همون نرم‌افزارِ حسابداریت
  • اتصال به سایتت — مستقیم می‌خونم

لحنت رو بگو

با زبانِ ساده بگو چطور حرف بزنم و چی نگم. از همون به بعد انگار خودت جواب می‌دی.

مسیرِ هر پیام

هشت قدم، برای هر مشتری.

چهار قدمِ اول کاریه که خیلی‌ها می‌کنن. چهار قدمِ دوم همون‌جاییه که بقیه تموم می‌شن.

جواب می‌دم

از روی محصولاتِ خودت — نه از روی حدس. قیمت، رنگ، جنس، هزینهٔ ارسال. اگه بد بنویسه یا ویس بده هم منظورش رو می‌فهمم.

موجودی رو چک می‌کنم

اگه تموم شده باشه همون‌جا می‌گم و یه جایگزین پیشنهاد می‌دم — نه اینکه بفروشم و بعد معلوم بشه نیست.

سبد می‌بندم

چند تا محصول، کم و زیاد کردنِ تعداد، حذف. همه توی خودِ دایرکت.

جمع می‌زنم

تعداد در قیمت، تخفیف، هزینهٔ ارسال. عددِ نهایی رو خودم درمی‌آرم تا کسی وسطِ کار حساب نکنه.

اینجا رقیب‌هام تموم می‌شن لیست می‌ره برای ادمین. از اینجا به بعد آدم باید شماره‌کارت بفرسته، منتظرِ رسید بمونه، رسید رو نگاه کنه، و دستی به مشتری خبر بده.

شماره‌کارت می‌فرستماز اینجا به بعد فقط من

کارت یا شبای خودت، با نامِ صاحبِ حساب. مشتری منتظرِ هیچ‌کس نمی‌مونه.

رسید رو می‌گیرم

عکسِ رسید همون لحظه دانلود و روی سرورِ خودمون ذخیره می‌شه — بعداً هم توی پنل در دسترسه.

رسید رو می‌خونم و می‌سنجم

مبلغ رو می‌خونم و اگه رسید به ریال باشه خودم به تومان تبدیلش می‌کنم · کارتِ مقصد رو طوری تطبیق می‌دم که خطای خوندنِ یکی‌دو رقم رو تحمل کنه ولی کارتِ غریبه رو رد کنه · شبا رو نرمال‌سازی و تطبیق می‌کنم. مغایرت که باشه، به‌جای تأیید علامتش می‌زنم.

می‌ذارم جلوی تو

کارِ اون یک نفری که موند همینه: نگاهِ آخر و زدنِ دکمه. بی‌اجازه‌ت هیچی رو نهایی نمی‌کنم. تأیید که کردی، خبرش و کدِ مرسوله رو خودم به دایرکتش می‌فرستم.

از کجا می‌دونم

هر چی می‌گم، ریشه‌ش دادهٔ خودته.

از خودم چیزی درنمی‌آرم. این‌ها منابعی‌ان که ازشون می‌خونم.

محصولاتِ پنلقیمت، موجودی، رنگ، مشخصات
فایلِ اکسلخروجیِ نرم‌افزارِ حسابداریت
سایتِ خودتمستقیم می‌خونم و به‌روز می‌مونم
قوانینِ فروشگاه و لحنچی بگم، چی نگم، چطور بگم
حافظهٔ مشتریاسم، شماره، آدرس، سفارشِ قبلی
خودِ گفتگوویس رو پیاده می‌کنم، عکس رو می‌بینم
حدِ خودم

جایی که کنار می‌کشم.

مهم‌تر از کاری که می‌کنم، کاریه که نمی‌کنم.

هر جا از جوابم مطمئن نباشم، گفتگو رو می‌دم دستِ تو. به‌جای اینکه چیزی از خودم دربیارم، کنار می‌کشم و توی پنل می‌بینی که کجا مونده. هیچ سفارشی هم بدونِ تأییدِ تو نهایی نمی‌شه — حتی اگه رسیدش کاملاً درست باشه.

عمیق‌تر

هر قدم، یه صفحهٔ کامل داره.

اینجا خلاصه‌ش رو خوندی؛ اگه یکیشون برات مهمه، جزئیاتش اونجاست.

راه‌اندازی حدود ده دقیقه · پنج روزِ اول رایگان