«این» و «همون» رو میفهمم
وقتی میگه «همون مشکیه رو بردار»، لازم نیست اسمِ کاملِ محصول رو بگه. میدونم راجع به چی حرف میزنیم.
بدترین حسِ خریدِ آنلاین اینه که دفعهٔ دوم هم مثلِ غریبه باهات حرف بزنن. هر چیزی که مشتری یه بار گفته، دفعهٔ بعد ازش نمیپرسم.
نه بیشتر. چیزی که برای فروش لازم نیست رو جمع نمیکنم.
همون که برای ثبتِ سفارش داده بود. دفعهٔ بعد فقط تأیید میگیرم که هنوز همونه، نه اینکه از صفر بپرسم.
طولانیترین چیزی که یه آدم توی دایرکت تایپ میکنه. دوباره تایپ کردنش همونجاییه که خیلیها بیخیالِ خرید میشن.
وسطِ گفتگو رفت و فردا برگشت؟ سبدش سرِ جاشه. لازم نیست دوباره محصولها رو پیدا کنه.
«همون قبلی رو دوباره بفرست» جملهٔ کاملیه برای من. وضعیتِ سفارشِ قبلی رو هم هر وقت پرسید میگم.
نه اینکه هر پیام یه شروعِ تازه باشه.
وقتی میگه «همون مشکیه رو بردار»، لازم نیست اسمِ کاملِ محصول رو بگه. میدونم راجع به چی حرف میزنیم.
اگه آدرس رو دارم، دوباره نمیخوام. فقط وقتی میپرسم که یا ندارمش یا مشتری بگه عوض شده.
هر چی یادم مونده توی پنل کنارِ همون مشتری هست. حافظهای که فقط من ببینم به دردِ تو نمیخوره — اگه خواستی خودت وارد گفتگو بشی، تصویرِ کامل رو داری.
حافظه یعنی مسئولیت، پس دادهٔ مشتریهای تو مالِ خودته. اطلاعاتِ مشتریِ یه فروشگاه به فروشگاهِ دیگه نشون داده نمیشه و دادهٔ کسی فروخته نمیشه. جزئیاتِ اینکه چی نگه داشته میشه و کجا، توی صفحهٔ امنیت و حریمِ خصوصی نوشته شده.
هیچکدوم افزونهٔ جدا نیست — همه توی همون یه قیمت.
راهاندازی حدود ده دقیقه · پنج روزِ اول رایگان