حافظهٔ مشتری

یادم می‌مونه.

بدترین حسِ خریدِ آنلاین اینه که دفعهٔ دوم هم مثلِ غریبه باهات حرف بزنن. هر چیزی که مشتری یه بار گفته، دفعهٔ بعد ازش نمی‌پرسم.

چی یادم می‌مونه

همون چیزهایی که پرسیدنِ دوباره‌شون آزاردهنده‌ست.

نه بیشتر. چیزی که برای فروش لازم نیست رو جمع نمی‌کنم.

اسم و شماره

همون که برای ثبتِ سفارش داده بود. دفعهٔ بعد فقط تأیید می‌گیرم که هنوز همونه، نه اینکه از صفر بپرسم.

آدرس و کدپستی

طولانی‌ترین چیزی که یه آدم توی دایرکت تایپ می‌کنه. دوباره تایپ کردنش همون‌جاییه که خیلی‌ها بی‌خیالِ خرید می‌شن.

سبدِ نیمه‌کاره

وسطِ گفتگو رفت و فردا برگشت؟ سبدش سرِ جاشه. لازم نیست دوباره محصول‌ها رو پیدا کنه.

سفارشِ قبلی

«همون قبلی رو دوباره بفرست» جملهٔ کاملیه برای من. وضعیتِ سفارشِ قبلی رو هم هر وقت پرسید می‌گم.

فرقش چیه

حافظه یعنی گفتگو از وسط ادامه پیدا کنه.

نه اینکه هر پیام یه شروعِ تازه باشه.

۱

«این» و «همون» رو می‌فهمم

وقتی می‌گه «همون مشکی‌ه رو بردار»، لازم نیست اسمِ کاملِ محصول رو بگه. می‌دونم راجع به چی حرف می‌زنیم.

۲

سؤالِ تکراری نمی‌پرسم

اگه آدرس رو دارم، دوباره نمی‌خوام. فقط وقتی می‌پرسم که یا ندارمش یا مشتری بگه عوض شده.

۳

تو هم می‌بینیش

هر چی یادم مونده توی پنل کنارِ همون مشتری هست. حافظه‌ای که فقط من ببینم به دردِ تو نمی‌خوره — اگه خواستی خودت وارد گفتگو بشی، تصویرِ کامل رو داری.

حدِ خودم

چیزی که این وسط نمی‌کنم.

حافظه یعنی مسئولیت، پس دادهٔ مشتری‌های تو مالِ خودته. اطلاعاتِ مشتریِ یه فروشگاه به فروشگاهِ دیگه نشون داده نمی‌شه و دادهٔ کسی فروخته نمی‌شه. جزئیاتِ اینکه چی نگه داشته می‌شه و کجا، توی صفحهٔ امنیت و حریمِ خصوصی نوشته شده.

بقیه‌اش

کارهای دیگه‌ای هم بلدم.

هیچ‌کدوم افزونهٔ جدا نیست — همه توی همون یه قیمت.

راه‌اندازی حدود ده دقیقه · پنج روزِ اول رایگان