برای اون لحظهای که کسی نیست.
اوکی شو از یه مشاهدهٔ ساده شروع شد: پیامِ مشتری قطع نمیشه، جوابِ فروشنده قطع میشه. دایرکت شب و جمعه و وسطِ شلوغی پر میشه، ولی آدمی که باید جواب بده یکیه و بیستوچهار ساعت بیدار نیست.
فروش پشتِ یه صف میمونه.
اینها چیزهاییان که توی کارِ واقعیِ فروشندهها دیدیم — نه فرضیه.
سؤال عمرِ کوتاهی داره
«موجوده؟» بعد از چند ساعت دیگه سؤال نیست. آدمی که جواب نگرفته معمولاً دوباره نمیپرسه — میره سراغِ بعدی.
ادمین گرفتن هم جواب نداد
یه آدمِ دیگه هم بیستوچهار ساعت بیدار نیست، مریض میشه، و هزینهش ثابته — حتی شبی که هیچ پیامی نیومده.
رباتها وسطِ راه ول میکنن
جواب میدن، بعد لیست رو میدن دستِ ادمین. سختترین بخش — پول و رسید — باز دستی میمونه.
رسید، گلوگاهِ پنهان
هر سفارش یه عکسِ رسید داره که یکی باید بازش کنه، عددش رو بخونه و با فاکتور مقایسه کنه. ده تا سفارش یعنی ده بار همین کار.
چهار چیزی که عمداً اینطور ساختیم.
هر کدوم یه چیزی رو ازمون گرفت، ولی نگهشون داشتیم.
تا آخرِ کار، نه فقط جواب
شمارهکارت فرستادن و خوندن و سنجیدنِ رسید جزوِ کاره، نه یه افزونه. سختترین قسمت رو نگذاشتیم برای فروشنده.
دکمهٔ آخر دستِ آدمه
میشد سفارش رو خودکار نهایی کنیم و «تمامْخودکار» بفروشیم. نکردیم. هیچ سفارشی بدونِ تأییدِ فروشنده قطعی نمیشه.
عددِ ساختگی نمیسازیم
هیچجای این سایت «۳۰٪ افزایشِ فروش» نمیبینی، چون همچین عددی نداریم. ماشینحساب میذاریم تا خودت حساب کنی.
از درِ رسمی وارد میشیم
اتصال از API رسمیِ اینستاگرامه. رمزِ پیجت رو نه میخوایم نه میبینیم — حتی اگه راهِ سادهتری بود.
چی هستم و چی نیستم.
اینو اول میگیم که بعداً غافلگیر نشی.
هستم
- کسی که همون لحظه جواب میده، هر ساعتی که باشه
- کسی که سبد میبنده، جمع میزنه و سفارشِ کامل تحویلت میده
- کسی که رسید رو میخونه و میسنجه، نه فقط تحویل میده
- کسی که حافظه داره و مشتریِ قدیمی رو دوباره نمیپرسه
نیستم
- جایگزینِ کاملِ آدم. سه کار از ده کار هنوز دستِ توئه.
- خطاناپذیر. هوش مصنوعی اشتباه میکنه؛ برای همین دکمهٔ تأیید هست
- ابزارِ بستهبندی و ارسال. اون هنوز کارِ توئه.
- روی هر پیامرسانی. امروز فقط اینستاگرام و تلگرام
پشتِ این سایت کی وایستاده.
وقتی داری برای یه سرویس پول میدی، حق داری بدونی طرفت کیه.
تا کاملِ این بخش، برای هر سؤالِ اداری یا قراردادی از صفحهٔ تماس بنویس.